تاریخ: 11:55 :: 2026/08/23
تولد نظم نوین منطقه‌ای

آمریکا با تشدید تحریم‌ها به‌دنبال بستن راه‌های اقتصادی ایران است، اما فشار واشنگتن در حال تقویت پیوند‌های اقتصادی و امنیتی منطقه و شکل‌گیری یک نظم مستقل جدید است.

دونالد ترامپ در تازه‌ترین دور از تهدید‌های خود اعلام کرده کشور‌هایی که به همکاری اقتصادی با ایران ادامه دهند، با مجازات‌های سنگین آمریکا روبه‌رو خواهند شد؛ تهدیدی که نشان می‌دهد واشنگتن پس از سال‌ها تحریم، اکنون برای بستن مسیر‌های اقتصادی ایران ناچار شده دامنه فشار را از تهران به شرکای آن گسترش دهد.
در مقابل، محمدباقر قالیباف از تحول مهمی در منطقه خبر داده و گفته است: «ما پیام‌های متعددی از کشور‌های همسایه درباره شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی و همکاری‌های اقتصادی جدید در منطقه دریافت کرده‌ایم.» رئیس مجلس تأکید کرده است: «یک نظم بومی و مستقل واقعاً صلح و امنیت را در منطقه به ارمغان خواهد آورد.»

این موضع در کنار سخنان سیدعباس عراقچی و اسماعیل بقایی، تصویری روشن از نگاه تهران به دور جدید فشار‌ها ارائه می‌دهد. عراقچی با یادآوری شکست کارزار‌های قبلی واشنگتن نوشت: «۱۴سال پیش: “فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ. ” شکست خورد. ۸ سال پیش: “فشار حداکثری. ” شکست خورد. ۵ ماه پیش: “تسلیم بی‌قیدوشرط. ” شکست خورد. امروز: “کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ. ” این هم محکوم به شکست است.» بقایی نیز تحریم‌های ثانویه را تلاشی برای اعمال «حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولت‌های مستقل» دانست. اما نقطه کلیدی، همان نکته‌ای است که قالیباف بر آن تأکید دارد: تحریم جدید در منطقه‌ای اجرا می‌شود که روابط اقتصادی کشور‌ها با یکدیگر و با آمریکا به‌شدت درهم‌تنیده است.

آمریکا برای محاصره ایران، باید شرکای خودش را تهدید کند

تحریم‌های آمریکا زمانی بیشترین اثر را دارند که ایران در انزوای کامل قرار داشته باشد؛ اما تجربه سال‌های گذشته خلاف این را نشان داده است. تهران مسیر‌های تجاری خود را به سمت شرق و همسایگان توسعه داده و شبکه‌هایی برای فروش نفت، تأمین کالا و انجام مبادلات مالی ایجاد کرده است.

رویترز در گزارش اخیر خود درباره شرکای تجاری ایران می‌نویسد چین همچنان بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز از ایران خریداری کرده است. روابط تجاری ایران با ترکیه، عراق، پاکستان و عمان نیز بخش دیگری از این شبکه را تشکیل می‌دهد. این واقعیت یک مشکل اساسی برای واشنگتن ایجاد کرده است: برای محاصره اقتصادی ایران، آمریکا باید به کشور‌هایی فشار بیاورد که خودشان بخشی از اقتصاد جهانی آمریکا هستند.

به عبارت دیگر، تحریم ثانویه فقط یک ابزار علیه ایران نیست؛ این ابزار شرکای اقتصادی آمریکا را مجبور می‌کند میان ادامه تجارت با ایران و حفظ دسترسی به بازار و نظام مالی آمریکا انتخاب کنند. هرچه فهرست این کشور‌ها طولانی‌تر شود، هزینه سیاسی و اقتصادی چنین انتخابی برای واشنگتن نیز افزایش می‌یابد.

از همین زاویه، شکل‌گیری روابط اقتصادی منطقه‌ای برای ایران اهمیت راهبردی پیدا می‌کند. تجارت دوجانبه، انرژی، ترانزیت، مبادلات با ارز‌های محلی و ایجاد مسیر‌های پرداخت خارج از شبکه مالی آمریکا می‌تواند بخشی از اثر تحریم را جذب کند. هدف نباید صرفاً «دور زدن تحریم» باشد؛ هدف باید ساختن شبکه‌ای باشد که تحریم نتواند آن را به‌سادگی از کار بیندازد.

جنگ اقتصادی می‌تواند به اقتصاد آمریکا برگردد

اما مهم‌تر از همه، واشنگتن در شرایطی به سراغ تشدید تحریم‌ها رفته که خود اقتصاد آمریکا از تبعات جنگ با ایران در امان نیست. اختلال در بازار انرژی و تداوم بحران تنگه هرمز، قیمت نفت را بالا نگه داشته و فشار بر بازار سوخت آمریکا را افزایش داده است. رویترز گزارش داده است که قیمت نفت پس از تهدید ترامپ علیه شرکای ایران برای پنجمین جلسه متوالی افزایش یافت.

مزمان، مسئله بنزین به یک دغدغه سیاسی برای کاخ سفید تبدیل شده است. این فشار زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ترامپ به انتخابات میان‌دوره‌ای نزدیک می‌شود و طبق نظرسنجی رویترز/ایپسوس، محبوبیت او به ۳۳ درصد رسیده است؛ در حالی که جنگ ایران و تبعات اقتصادی آن همچنان ادامه دارد.

بنابراین، واشنگتن اکنون با یک معادله دشوار مواجه است. اگر فشار اقتصادی را کاهش دهد، ممکن است نتواند ایران را وادار به پذیرش خواسته‌هایش کند؛ اگر آن را تشدید کند، باید هزینه فشار بر کشور‌هایی را بپذیرد که خودشان روابط گسترده‌ای با اقتصاد آمریکا دارند و همزمان با افزایش قیمت انرژی و تورم داخلی دست‌وپنجه نرم کند. حتی در مورد تحریم نفت ایران نیز نشانه‌هایی از محدودیت این سیاست دیده می‌شود. رویترز اخیراً نوشت تلاش آمریکا برای بستن مسیر‌های درآمدی ایران با رویکردی شبیه «موش و گربه» همراه شده است؛ شرکت‌ها و شبکه‌هایی که هدف تحریم قرار می‌گیرند، با مجموعه‌های تازه جایگزین می‌شوند و این روند تاکنون رفتار تهران را تغییر نداده است.

در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد تبدیل ظرفیت روابط منطقه‌ای ایران به یک شبکه پایدار اقتصادی است. اگر تجارت با همسایگان به قرارداد‌های بلندمدت، همکاری انرژی، مسیر‌های ترانزیتی و سازوکار‌های مالی مستقل متصل شود، فشار آمریکا دیگر نمی‌تواند همه مسیر‌های اقتصادی ایران را همزمان مسدود کند.

در نهایت، شاید مهم‌ترین تناقض سیاست جدید واشنگتن همین باشد: آمریکا برای منزوی کردن ایران، مجبور شده کشور‌های بیشتری را وارد میدان کند؛ اما هرچه این میدان بزرگ‌تر شود، احتمال برخورد تحریم‌های آمریکا با منافع اقتصادی خود آمریکا نیز بیشتر خواهد شد.

از این منظر، سخن قالیباف درباره شکل‌گیری «نظم بومی و مستقل» صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ می‌تواند پاسخی راهبردی به جنگ اقتصادی باشد. تحریم زمانی ابزار قدرت است که تحریم‌شونده تنها باشد؛ اما اگر ایران بتواند شبکه‌ای از منافع متقابل منطقه‌ای بسازد، فشار واشنگتن از یک‌طرفه بودن خارج می‌شود و هزینه آن به سوی طراح تحریم نیز بازمی‌گردد.

دیدگاه ها بسته شده اند.