زمان زیادی از پیروزی انقلاب اسلامی نگذشته بود که جنگ تحمیلی آغاز شد. ایران در شرایطی وارد جنگ شد که ساختارهای نظامی کشور هنوز در حال بازسازی بود و همزمان با محدودیتهای گسترده در فروش سلاح و تجهیزات مواجه شد. در سوی مقابل، عراق از پشتیبانی طیف گستردهای از کشورهای شرقی، غربی و عربی برخوردار بود.
در چنین شرایطی، مسئله دسترسی به سلاح، برای ایران صرفاً مسئلهای نظامی نبود؛ مستقیماً با امنیت شهرها و مردم ارتباط داشت. تجربه جنگ نشان داد که هر جا ایران ابزار و توانایی کافی در اختیار داشت، امکان مقابله وجود داشت و هر جا دست برتر با دشمن بود، هزینه آن با جان نیروها پرداخت میشد.
در همین بستر بود که شهید حسن طهرانیمقدم، که بعدها از او به عنوان پدر صنعت موشکی ایران یاد شد، مسیری را آغاز کرد که در ابتدا شاید با مقیاس امروز قابل تصور نبود.
روایتی که از آن سالها نقل شده، از آبادان و خمپاره آغاز میشود. زمانی که بسیاری به دنبال سلاحهای انفرادی بودند، نگاه طهرانیمقدم به سمت سلاحی رفت که برد و حجم آتش بیشتری داشته باشد. بعد از سازماندهی خمپاره، نوبت توپخانه رسید و پس از آن، مسئله برد بیشتر و قدرت آتش سنگینتر، ضرورت حرکت به سمت موشک را آشکار کرد.
به گفته شهید امیرعلی حاجیزاده، نگاه طهرانیمقدم از همان ابتدا، نگاهی فراتر از نیاز لحظه بود. او فقط نمیخواست مسئله امروز جبهه را حل کند؛ به این فکر میکرد که اگر قرار است کشور بتواند از خود دفاع کند، باید ابزار دفاع را خودش در اختیار داشته باشد. اولین امکان موشکی ایران نیز در همین مسیر و در سال ۱۳۶۳ فراهم شد.
این نقطه را میتوان یکی از نقاط عطف تاریخ دفاعی جمهوری اسلامی ایران دانست؛ زیرا موشک برای ایران فقط یک سلاح جدید نبود. موشک قرار بود فاصله میان «نیاز دفاعی» و «وابستگی تسلیحاتی» را کاهش دهد.
شهید طهرانیمقدم در این مسیر یک نگاه بلندمدت داشت. در روایتهای مربوط به او، جملهای که بارها تکرار شده این بود که باید «مشت» رهبر انقلاب پر باشد؛ یعنی فرمانده کشور در شرایط تهدید نباید برای دفاع از مردم، دست خالی بماند. این نگاه، بعدها از سطح یک دغدغه فردی عبور کرد و تبدیل به یک رویکرد سازمانی شد.
«پیشرفت نباید متوقف شود»
یکی از روایتهای مهم درباره شکلگیری صنعت موشکی ایران، به همان سالهای نخست بازمیگردد؛ زمانی که از میان هشت فروند موشک موجود، دو فروند در اختیار متخصصان قرار گرفت تا مهندسی معکوس شوند.
آن روز، تصمیم سادهای نبود. کشوری که با محدودیت دسترسی به تجهیزات نظامی مواجه بود، تعداد محدودی موشک در اختیار داشت و حالا قرار بود بخشی از همان ذخیره محدود، باز شود تا متخصصان داخلی بتوانند سازوکار آن را بشناسند.
در همین مقطع، رهبر شهید انقلاب که آن زمان رئیسجمهور بودند، از این روند بازدید کردند. بنا بر روایت یکی از فرماندهان، نخستین نکتهای که مطرح شد این بود که چرا موشکها هنوز باز نشدهاند. نگرانی متخصصان قابل درک بود؛ اما دستور روشن بود: باید باز شوند و کار آغاز شود.
منطق این تصمیم روشن بود؛ اگر قرار بود کشور در آینده به موشک نیاز داشته باشد، باید دانش ساخت و تعمیر آن را هم داشته باشد.
این نقطه، از نظر راهبردی اهمیت زیادی دارد. زیرا خودکفایی از جایی آغاز میشود که یک کشور تصمیم میگیرد صرفاً مصرفکننده فناوری نباشد.
بعدها همین رویکرد در حوزههای دیگر نیز دنبال شد؛ اما صنعت موشکی شاید یکی از روشنترین نمونههای آن بود. ابتدا مسئله، شناخت و ساخت بود؛ بعد کیفیت و دقت مطرح شد؛ سپس تنوع، برد، قدرت و قابلیتهای جدید به اولویت تبدیل شد.
رهبر شهید انقلاب در ادامه این مسیر، بارها بر یک نکته تأکید کردند:«پیشرفت نباید متوقف شود.»
در یکی از دیدارهای مربوط به صنعت دفاعی، ایشان پس از مشاهده دستاوردهای این حوزه، تأکید کردند که پیشرفتهای بهدستآمده نباید باعث احساس پایان مسیر شود. از نگاه ایشان، اگر دشمنان در برخی حوزهها در خطوط مقدم فناوری قرار دارند، ایران نیز باید خود را به آن خطوط نزدیک کند.
تعبیر «وَاَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم» در همین چارچوب مورد اشاره قرار گرفت؛ آمادگی باید به اندازه توان ادامه پیدا کند. بنابراین، خودکفایی در این نگاه پایان کار نبود؛ آغاز مرحله بعدی بود.
از ساختن به نوآوری
مرحله نخست، ساختن چیزی بود که پیشتر از خارج تهیه میشد. اما مرحله بعد، ساختن چیزی بود که دیگران نساختهاند.
این تفاوت، در سخنان رهبر شهید انقلاب درباره نوآوری نیز به روشنی دیده میشود. ایشان تأکید کردند که نمیتوان صرفاً به ساخت یا تکمیل محصول دیگران بسنده کرد و اگر قرار است پیشرفت واقعی رخ دهد، باید به سراغ فناوریهایی رفت که هنوز راهحل آنها به دست نیامده است.
این نگاه، صنعت دفاعی را از یک کارگاه تولید تجهیزات به یک عرصه تحقیق و توسعه تبدیل میکند؛ عرصهای که در آن، دانشگاه، دانشمند، مهندس، نیروی جوان و نیاز واقعی میدان باید به یکدیگر متصل شوند.
از همین رو، در سخنان رهبر شهید انقلاب درباره تحقیقات دانشگاهی نیروهای مسلح نیز بر یک مسئله مشخص تأکید شده است: « تحقیق باید مسئله واقعی کشور را حل کند.»
مقاله و پژوهش زمانی ارزش راهبردی پیدا میکند که بتواند خلأیی را پر کند؛ بهویژه در حوزه دفاعی که فاصله میان یک فناوری آزمایشگاهی و یک سامانه قابل استفاده، میتواند به اندازه فاصله میان شکست و پیروزی اهمیت داشته باشد.
این رویکرد در طول سالها، صنعت دفاعی ایران را به سمت ساخت سامانههای پیچیدهتر هدایت کرد؛ سامانههایی که دیگر صرفاً نمونه مشابه تجهیزات خارجی نبودند، بلکه متناسب با نیازها و شرایط جغرافیایی و امنیتی ایران طراحی میشدند.
وقتی ارزانترین موشک، گرانترین وابستگی بود
سالها پس از پایان جنگ تحمیلی، در شرایطی که کشور درگیر بازسازی بود و تهدیدات منطقهای نیز همچنان وجود داشت، یک پرسش طبیعی میتوانست مطرح شود: چرا باید برای ساخت موشک سالها هزینه و زمان صرف کرد، وقتی کشورهای دیگر حاضرند موشکهای آماده را با قیمت بسیار پایینتر عرضه کنند؟
از نگاه کوتاهمدت، خرید میتوانست تصمیمی منطقی به نظر برسد. کشور به تجهیزات نیاز داشت و نمونه آماده نیز وجود داشت. خرید میتوانست زمان دسترسی به سلاح را کاهش دهد و هزینه تحقیق و توسعه را نیز از دوش کشور بردارد.
اما مسئلهای که در این محاسبه وجود داشت، چیزی فراتر از قیمت یک موشک بود.
اگر موشک خریداری شود، دانش ساخت آن الزاماً منتقل نمیشود. اگر قطعهای خراب شود، تولیدکننده خارجی باید آن را تأمین کند. اگر سامانه نیازمند بهروزرسانی باشد، باز هم وابستگی وجود خواهد داشت. اگر کشور فروشنده در شرایط بحرانی تصمیم بگیرد صادرات را متوقف کند، توان عملیاتی سامانه نیز میتواند تحت تأثیر قرار گیرد.
این همان نقطهای بود که نگاه راهبردی، با منطق خرید کوتاهمدت تفاوت پیدا میکرد.
بر اساس روایت مطرحشده از آن تصمیم تاریخی، پیشنهاد خرید موشکهای ارزانقیمت از کشورهای شرقی سابق مطرح شده بود؛ حتی گفته شده بود قیمت برخی از این موشکها بسیار پایینتر از هزینه توسعه نمونه داخلی بود. اما رهبر شهید انقلاب با واردات مخالفت کردند و بر ادامه مسیر ساخت داخل تأکید داشتند.
نقل به مضمون از منطق آن تصمیم چنین بود: «اگر امروز از آنها بخرید، فردا برای قطعه، تعمیر، نگهداری و بهروزرسانی دوباره به آنها نیازمند خواهید بود؛ امروز میفروشند، اما ممکن است فردا که بیشترین نیاز را دارید، فروش را متوقف کنند.»
این تصمیم را میتوان یکی از مهمترین نقاط انتخاب میان «خرید توان» و «ساخت توان» دانست. زیرا خرید یک موشک، مالکیت یک سلاح است؛ اما ساخت موشک، مالکیت یک زنجیره فناوری است.
تجربهای که از «نمیفروشیم» آمده بود
این تصمیم، بدون پشتوانه تجربی نبود. ایران پیشتر تجربه «نمیفروشیم» را دیده بود.
رهبر شهید انقلاب در سخنان خود درباره قدرت دفاعی کشور به همین تغییر تاریخی اشاره کردهاند: «روزگاری قدرتهای بزرگ حتی حاضر نبودند تجهیزات مورد نیاز ایران را بفروشند، با وجود اینکه ایران حاضر بود هزینه آن را بپردازد؛ اما امروز همان کشورها به یکدیگر توصیه میکنند که اجازه ندهند قطعات و فناوریهای حساس به ایران برسد.»
این تغییر از «نمیفروشیم» به «نفروشید»، در واقع فاصلهای است که صنعت دفاعی ایران در چند دهه طی کرده است.
در نگاه نخست، این عبارت تنها یک بازی زبانی به نظر میرسد، اما پشت آن یک تغییر مهم قرار دارد: ایران از مصرفکنندهای که برای تأمین تجهیزات دفاعی به تصمیم دیگران وابسته بود، به تولیدکنندهای تبدیل شده که دیگران تلاش میکنند دسترسیاش به فناوری و قطعات را محدود کنند.
تحریم در این مسیر، اگرچه محدودیت ایجاد کرد، اما همزمان یک مسئله را نیز روشن کرد: اگر ساخت داخل به اندازه کافی جدی گرفته نشود، هر نقطه وابستگی میتواند در شرایط بحران به یک نقطه آسیبپذیر تبدیل شود.
رهبر شهید انقلاب در دیدار با نیروهای هوایی و پدافند هوایی نیز بر تجربه مشابهی تأکید کرده بودند؛ اینکه اعتماد به بیگانه در مسائل دفاعی نمیتواند مبنای مطمئنی باشد و تجربه نشان داده است که در مواقع حساس، حتی تجهیزاتی که فروخته شدهاند ممکن است با قطع قطعه یا خدمات پشتیبانی مواجه شوند.
بنابراین، مسئله خودکفایی تنها یک شعار صنعتی نبود؛ پاسخی به یک تجربه تاریخی بود.
موشک؛ از کالای خریدنی تا دانش بومی
اگر یک کشور صرفاً موشک بخرد، تعداد موشکهایش افزایش پیدا میکند؛ اما اگر دانش ساخت آن را به دست آورد، ظرفیت دفاعیاش تغییر میکند.
این تفاوت را میتوان در مسیر صنعت موشکی ایران مشاهده کرد. مسیر از نمونههای اولیه آغاز شد، به توسعه سوخت جامد رسید و سپس فناوریهای پیچیدهتری مانند افزایش دقت، بهبود سامانههای هدایت، افزایش برد و قابلیت مانور را دنبال کرد.
در یکی از دیدارهای مهم سال ۱۳۸۸، اولویت دقت موشک به صراحت مطرح شد. بر اساس روایت شهید امیرعلی حاجی زاده، در آن مقطع نخستین نمونههای تولید داخلی به دقتی حدود ۳۰ متر رسیده بودند و تصور میشد این دستاورد، نقطه مهمی است؛ اما تأکید شد که امکان رسیدن به خطای کمتر نیز وجود دارد. این مطالبه، مسیر تازهای را پیش روی متخصصان قرار داد.
دقت، در صنعت موشکی فقط یک عدد نیست. معنای آن، تغییر کیفیت عملیات است. هرچه دقت بیشتر شود، امکان استفاده مؤثرتر از توان موشکی نیز افزایش مییابد.
از همین مسیر بود که صنعت موشکی ایران به سمت نسلهای جدیدتر حرکت کرد؛ از موشکهای سوخت مایع تا نسلهای سوخت جامد و از سامانههای اولیه تا موشکهایی که قابلیتهای پیچیدهتری در حوزه هدایت و مانور دارند.
در این میان، محصولاتی مانند خانوادههای مختلف موشکهای بالستیک و تاکتیکی، و سپس سامانههایی که با عنوان موشکهای هایپرسونیک معرفی شدند، نشاندهنده تلاش برای عبور از مرزهای قبلی فناوری بودند.
این همان معنایی است که در سخنان رهبر شهید انقلاب درباره «نوآوری» دیده میشود:«هدف فقط ساختن چیزی که دیگران ساختهاند نیست؛ هدف، پیدا کردن راههایی است که پیش از این طی نشدهاند.»
«موشک مایه افتخار است»
با بلوغ صنعت موشکی، مسئله از سطح فنی به سطح سیاسی نیز کشیده شد.
فشارهای خارجی برای محدود کردن توان موشکی ایران افزایش یافت و موضوع موشکها به یکی از محورهای اصلی فشارهای بینالمللی تبدیل شد. در چنین شرایطی، رهبر شهید انقلاب صراحتاً بر اهمیت این توان تأکید کردند و موشک را مایه افتخار دانستند.
منطق این موضع نیز روشن بود: توان موشکی برای ایران صرفاً یک ابزار جنگی نیست؛ بخشی از سازوکار بازدارندگی است. قدرت نظامی، در نخستین کارکرد خود قرار نیست جنگ ایجاد کند؛ قرار است هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا ببرد.
همین مسئله در توضیحات فرماندهان دفاعی نیز مورد تأکید قرار گرفته است. رونمایی از بخشی از تجهیزات و برگزاری رزمایشها، علاوه بر نیازهای عملیاتی، با هدف جلوگیری از محاسبه غلط دشمن انجام میشود. دشمن باید بداند که اقدام نظامی علیه ایران بدون هزینه نخواهد بود.
در چنین نگاهی، موشک زمانی بیشترین کارکرد خود را دارد که استفاده نشود اما وجودش، تصمیم طرف مقابل را تغییر دهد. بازدارندگی یعنی همین؛ تبدیل قدرت نظامی به عاملی برای جلوگیری از جنگ.
وقتی میدان، نتیجه چند دهه خودکفایی را نشان داد
سالهای اخیر، صنعت دفاعی ایران را از مرحله نمایش و رزمایش به مرحله آزمون در میدان واقعی نزدیک کرد. جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، از جمله مقاطعی بودند که توان دفاعی کشور در برابر تهدیدهای واقعی محک خورد.
در چنین شرایطی، دیگر مسئله فقط آنچه در نمایشگاهها دیده میشد یا در رزمایشها تمرین میشد نبود؛ مسئله این بود که آیا توان ایجادشده طی چند دهه میتواند در شرایط واقعی، در برابر فشار و حمله، کارکرد خود را حفظ کند؟
پاسخ به این سوال به خوبی داده شد. اعلام آتش بس و واسطهگری کشورهای منطقه که در زیر ضربات موشکی و پهبادی ایران قرار گرفته بودند به خوبی نشان داد که ایران توانسته است به خوبی از این مرحله عبور کند و بازدارندگی برسد.
بر اساس روایت مطرحشده از روند خودکفایی دفاعی، تا پیش از سال ۱۳۹۰ بخش مهمی از تحقیقات راداری به نتیجه رسیده بود و در حوزه سامانههای زمینبههوا نیز در سالهای بعد، مسیر تحقیق، نمونهسازی و سپس تولید انبوه طی شد.
در نهایت، در رزمایش «مدافعان حریم ولایت»، مجموعهای از تجهیزات پدافندی ایرانی شامل رادار، مرکز کنترل فرماندهی، جنگ الکترونیک و سامانههای موشکی زمینبههوا به کار گرفته شد.
این روند نشان میدهد که خودکفایی موشکی را نمیتوان جدا از خودکفایی پدافندی دید. یک کشور برای دفاع مؤثر، تنها به ابزار حمله متقابل نیاز ندارد؛ باید بتواند آسمان خود را نیز رصد و از آن دفاع کند.
قدرتی که قرار بود جنگ را دور کند
شاید مهمترین سوءبرداشت درباره توان دفاعی این باشد که هرچه قدرت نظامی بیشتر شود، احتمال جنگ نیز بیشتر میشود. تجربه کشورهایی که در منطقه با خلأ قدرت دفاعی مواجه شدند، تصویر متفاوتی ارائه میکند.
از نگاه فرماندهان دفاعی، دو کارکرد اصلی برای نیروهای مسلح تعریف میشود: نخست، بازدارندگی و جلوگیری از وقوع جنگ؛ دوم، پیروزی در صورت وقوع جنگ.
این دو کارکرد در واقع مکمل یکدیگرند.
اگر قدرت دفاعی کافی وجود داشته باشد، محاسبه دشمن تغییر میکند. دشمن پیش از آغاز درگیری، هزینهها، پیامدها و احتمال شکست را محاسبه خواهد کرد. بنابراین، قدرت نظامی میتواند به جای آنکه عامل آغاز جنگ باشد، عاملی برای جلوگیری از آن باشد.
در این چارچوب، تجربه جنگ تحمیلی همچنان یک درس بنیادین محسوب میشود. ایران جنگ را در شرایطی آغاز کرد که بسیاری از ساختارهای نظامی هنوز تثبیت نشده بودند و در طول همان جنگ، بخشی از توان دفاعی کشور ساخته شد.
تیپها و لشکرها تکمیل شدند، تجهیزات توسعه پیدا کرد و صنعت موشکی شکل گرفت. یعنی جنگ، همزمان با آنکه میدان نبرد بود، به یک مدرسه بزرگ برای ساخت توان دفاعی تبدیل شد. پس از جنگ نیز این روند متوقف نشد.
از «خطوط مقدم» تا آیندهای که هنوز تمام نشده است
اکنون پس از چند دهه، مهمترین بخش این روایت شاید نه در تعداد موشکها، بلکه در تغییر نقطه شروع و نقطه پایان آن باشد.
ایران در دهه ۶۰ با کمبود و محدودیت آغاز کرد. متخصصان برای شناخت یک موشک، ناچار بودند نمونه موجود را باز کنند. قطعهای که از خارج نمیرسید، باید در داخل ساخته میشد. فناوریای که در اختیار نبود، باید با تحقیق و آزمون به دست میآمد.
اما امروز، مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا ایران میتواند موشک بسازد یا نه؛ بحث بر سر این است که تا کجا میتواند این فناوری را توسعه دهد.
این همان نکتهای است که رهبر شهید انقلاب در بازدید از نمایشگاه دفاعی بر آن تأکید کردند:«پیشرفتهای امروز نباید موجب توقف شود. اگر یک روز دقت موشک یک هدف بود، امروز باید دقت بیشتر هدف باشد. اگر روزی برد مسئله اصلی بود، امروز باید فناوریهای پیچیدهتر مورد توجه قرار گیرد. اگر روزی ساخت نمونه اولیه یک موفقیت محسوب میشد، امروز باید نوآوری و عبور از فناوریهای موجود در دستور کار باشد.»
دشمن نیز فناوری خود را توسعه میدهد. سامانههای پدافندی پیچیدهتر میشوند، جنگ الکترونیک پیشرفت میکند و ماهیت میدان نبرد تغییر مییابد. بنابراین، خودکفایی اگر به معنای توقف باشد، خودکفایی نیست؛ وابستگی میتواند این بار نه به کشور خارجی، بلکه به فناوریهای قدیمی خودمان تبدیل شود. از همین رو، تأکید بر نوآوری اهمیت پیدا میکند.
میراث یک «نه»
اگر بخواهیم روایت صنعت موشکی ایران را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید بتوان آن را روایت یک «نه» دانست؛ نه به وابستگی.
در مقطعی، خرید موشک آماده میتوانست نیاز فوری کشور را حل کند. اما تصمیم گرفته شد مسیر سختتر انتخاب شود؛ مسیری که در آن باید دانش ساخته میشد، نیروی انسانی تربیت میشد، فناوری توسعه پیدا میکرد و خطاها اصلاح میشد.
آن «نه» شاید در کوتاهمدت به معنای پذیرش هزینه بیشتر بود، اما در بلندمدت به ساختن ظرفیت انجامید. امروز نتیجه آن تصمیم را میتوان در زنجیرهای دید که از شهید طهرانیمقدم و نخستین تلاشها برای سازماندهی موشکی آغاز شد و به نسلهای جدید موشکها، سامانههای پدافندی، رادارها و تجهیزات بومی رسید.
این زنجیره همچنین نشان میدهد که قدرت دفاعی صرفاً محصول یک فرد یا یک سازمان نیست؛ حاصل انباشته شدن تجربه چند دهه است. فرماندهانی که نیاز را تشخیص دادند، دانشمندانی که طراحی کردند، کارگرانی که ساختند، جوانانی که آزمون کردند و مدیرانی که مسیر را ادامه دادند، همه در شکلگیری آن نقش داشتهاند.
از سوی دیگر، این مسیر یک پیام روشن درباره مفهوم استقلال در حوزه دفاعی دارد: استقلال به معنای نداشتن ارتباط با جهان نیست؛ به معنای آن است که امنیت کشور به تصمیم فروشنده خارجی گره نخورد.
روزی ایران برای خرید تجهیزات دفاعی با پاسخ «نمیفروشیم» مواجه میشد. امروز مسئله برخی قدرتها این است که چگونه مانع دسترسی ایران به فناوری، قطعات و تجهیزات دفاعی شوند. این تغییر، فارغ از هر ارزیابی سیاسی، یک واقعیت مهم صنعتی را نشان میدهد: ظرفیت تولید داخلی در حوزه دفاعی به مرحلهای رسیده که تحریم دیگر نمیتواند مانند گذشته تمام مسیر تأمین تجهیزات را متوقف کند.
منبع: مهر




